دارم حقوق تجارت سه می خوانم.اسناد تجاری.80 درصد حجمش از برات صحبت می کند.اما آقای دکتر شمس، استاد خودمان که وکیل مجرب دادگشتری هم هست، می گوید که تا کنون یک برات ندیده است.الحمد لله.
* تیتر این مطلب دروغ بزرگی است در جزوه ی فلسفه ی حقوق دکتر راسخ.
وبلاگ رسمی انجمن علمی حقوقی دادنامه
دارم حقوق تجارت سه می خوانم.اسناد تجاری.80 درصد حجمش از برات صحبت می کند.اما آقای دکتر شمس، استاد خودمان که وکیل مجرب دادگشتری هم هست، می گوید که تا کنون یک برات ندیده است.الحمد لله.
* تیتر این مطلب دروغ بزرگی است در جزوه ی فلسفه ی حقوق دکتر راسخ.
دوست عزیزمان،سپیده جهانی مقدم،عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده و رئیس کمیسیون برابری آن انجمن و فعال حقوق زن به ملکوت اعلی پیوست.روحش شاد.
از اول این ترم اکثرا شاهد تغییری اساسی بودیم که برامون خیلی عجیب بود. این تغییر که تفکیک جنسیتی در لیست اسامی است، به نحوی شاید توهین به شعور وشخصیت دانشجویان حساب میشود. من خودم فکر میکردم که شاید خطایی از سمت آموزش دانشکده (آقای شرفی)صورت گرفته ولی وقتی در کلاسهای گروه معارف شرکت کردم دیدم که در اونجا هم چنین اتفاقی افتاده. باز هم قضیه را به فال نیک گرفتم و گفتم شاید تصادفا اینجا هم خطایی مشابه رخ داده .
از این قضیه گذشت تا اینکه در این چند روز، روزنامه ای دست یکی از دوستان که مطلبی با اسم دانشگاه خودمون داشت رو دیدم که خیلی برام جالب بودو وقتی خوندمش متوجه شدم که تمامی آن حوادث با نقشه قبلی رخ داده و یک حس شرمندگی شدید بهم دست داد چرا که افرادی که خارج از دانشگاه هستند حتما فکر میکنند که دانشجویان این دانشگاه حتما جنبه نداشتند و از این قبیل صحبت های عادی..
اجرای تفکیک جنسیتی در دانشگاه شهید بهشتی
فهرست حضور و غیاب و درهای ورودی مجزا شدند
مریم نظری:«طرح تفکیک جنسیتی بیشتر توهین به دانشگاهیان کشور است.» علی عباسپورتهرانی رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در حالی این جمله را بیان می کند که تب طرح تفکیک جنسیتی به فهرست حضور و غیاب دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی نیز کشیده شده است. عباسپورتهرانی با اشاره به اظهارات وزیر علوم در روزهای اخیر مبنی بر اعطای مجوز راه اندازی دانشگاه های تک جنسیتی این طرح را «اظهار نظر شخصی» می خواند و می گوید: «شاید مسوولی احساس می کند که با دیوار کشیدن بین دختران و پسران در دانشگاه ها همه مشکلات حل می شود اما این تنها نظر همان شخص است و ما نمی توانیم آن را در سطحی بزرگ از جامعه، به ویژه در جامعه دانشگاهی سرایت دهیم.» زمزمه تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها که از مدت ها پیش آغاز شده بود، با تفکیک فهرست حضور و غیاب دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی در تمامی دانشکده ها برای دختران و پسران به مرحله اجرا درآمد. در این طرح همچنین تعدادی از مبادی ورودی دانشگاه، از جمله درهای ورودی دانشکده های دندانپزشکی، بهداشت، و ادبیات دانشگاه شهید بهشتی برای دانشجویان دختر و پسر تفکیک شد و برخی از اساتید، دانشجویان را به جدا نشستن دختران و پسران در کلاس های درس مکلف کردند. با این همه علی عباسپورتهرانی تفکیک جنسیتی دانشگاه ها را «در حد حرف» می خواند و آن را «بدون پشتوانه کارشناسی» توصیف می کند. او همچنین از توضیح خواستن از وزارت علوم خبر می دهد و می گوید: «یکی از مسوولان وزارت علوم مکلف به پاسخگویی در این باره شده است.»
در هفته ای که گذشت مدیرکل دفتر آموزش های آزاد و غیرانتفاعی وزارت علوم از بررسی راه اندازی چهار دانشگاه تک جنسیتی در کشور که دو دانشگاه آن در تهران است، خبر داد. وزیر علوم نیز پیش از آن اجرای طرح تفکیک جنسیتی را تنها برای موسسات آموزش عالی غیرانتفاعی و آن هم موسساتی که در حال اخذ مجوز برای راه اندازی هستند اعلام کرده بود. با این همه به نظر می رسد موج تفکیک جنسیتی دانشگاه ها در گام نخست، دامن دانشگاه شهید بهشتی را گرفته است. علی عباسپورتهرانی در این باره می گوید: «تا آنجا که من اطلاع دارم نه در شورای عالی انقلاب فرهنگی و نه در وزارت علوم طرح مدون و مکتوبی در این مورد وجود ندارد و مباحثی که می شنویم صرفاً اظهارنظرهای شخصی است.» «طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها اصلاً امکان پذیر نیست.» رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با بیان این جمله آب پاکی را بر دستان وزارت علوم می ریزد و می افزاید: «ما نمی توانیم این بحث ها را در شرایطی که مشکلاتی چون کمبود اعضای هیات علمی در دانشگاه ها و مشکلاتی از این قبیل داریم، مطرح کنیم.» او همچنین بر زیرساخت های دانشگاهی کشور و فرهنگ مردم ایران اشاره می کند و می افزاید: «باتوجه به زیرساخت های دانشگاهی کشور و سطح بالای شعور و فرهنگ ایرانی- اسلامی در بین دانشجویان احساس می کنم طرح چنین بحث هایی صحیح نیست.» طرح جداسازی دختران و پسران از سال های آغازین پیروزی انقلاب اسلامی همواره مطرح بوده و هیچ گاه به طور کامل حذف نشده است. در سال 86 و با راه اندازی یک دانشگاه دخترانه در قم، مبحث راه اندازی دانشگاه تک جنسیتی دوباره جان گرفت و تا آنجا ادامه یافت که هم اکنون راه اندازی چهار دانشگاه تک جنسیتی از سوی وزارت علوم و واحدهایی تک جنسیتی نیز از سوی دانشگاه آزاد در حال بررسی است. با این همه این طرح مخالفانی نیز دارد. فاطمه راکعی عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا و دبیرکل جمعیت زنان مسلمان نواندیش در پاسخ به پرسش «بهار» می گوید: «در زمان حیات امام(ره) نیز مطرح شد که دختران و پسران در کلاس های درس جدا از هم تحصیل کنند که این امر سبب آزردگی امام خمینی(ره) شد. ایشان با این امر به شدت مخالفت کردند.» از دیگر سو، مریم بهروزی دبیرکل جامعه زینب اجرای چنین طرحی را خالی از اشکال می داند و معتقد است اجرای این طرح در صورت فراهم بودن امکانات آن نظیر در دسترس بودن اساتید اشکالی ندارد. او می گوید: «این طرح در جهت ارتقای تقوا و معنویت است.» بهروزی همچنین بیان می کند: «چه اشکالی دارد تفکیک دانشجویان که نه حرام است و نه واجب، به واسطه سلیقه دانشگاه ها انجام شود.» او درباره اظهارنظر رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس مبنی بر اینکه این طرح در مجلس یا شورای عالی انقلاب فرهنگی بررسی نشده است، می افزاید: «قانون را برای طرحی می گذارند که اگر طرح انجام نشود، خلافی صورت گرفته باشد اما این اجرا یا عدم اجرای این طرح ارتکاب خلاف نیست.» دبیرکل جامعه زینب(س) در ادامه می افزاید: «ادامه تشکیل کلاس های درس مختلط با روند موجود هیچ مشکلی ندارد زیرا شرع تجمیع زنان و مردان را در حوزه علم آموزی حرام ندانسته است.»
این گزارش در روزنامه بهار چاپ شده بود و وقتی خوندمش یاد یکی از مقالاتی که از ال جی الکساندر خونده بودم افتادمو وقتی که دیروز به خونه رسیدم ترجمش کردم که در ادامه مطلب میتونید بخونیدش.
بنا به اعلام خبرگزاری ایلنا ،دکتر گودرز افتخار جهرمی،رئیس دانشکده ی حقوق دانشگاه شهید بهشتی ،دکتر رضا نوربها و دکتر علی نجفی توانا از اساتید دانشکده از سوی دادگاه انتظامی قضات برای شرکت در انتخابات هیات مدیره ی کانون وکلای دادگستری مرکز رد صلاحیت شده اند.
دکتر اردشیر امیر ارجمند،دانشیار دانشکده ی حقوق دانشگاه شهید بهشتی،صبح امروز بازداشت شد.این نوشته صرفا جهت اطلاع رسانی به ثبت رسیده است.به امید آزادی این استاد گرانقدر.
پ.ن:با تذکر صحیح دوستان متوجه اشتباه خود شدم و امکان نظردهی را باز کردم.اما از تمامی دوستان می خواهم در کمال متانت و آرامش تمامی قواعد وبلاگ و دادنامه را رعایت کنند.

انا لله و انا الیه راجعون
پیرمرد تجارت پیشه ی دانشکده ی ما،استاد امیر حسین فخاری به جوار حق تعالی شتافت.مراسم تشییع جنازه او چهارشنبه 09/10/1388 ساعت 9 از مقابل دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی انجام می شود.برایش الحمدی بخوانید.
13 آبان ماه در تاریخ این سرزمین یاد آور روز های بسیاری است که از سال 43 شروع می شود و تا همین امسال هم ادامه داشت.روزهایی که قطعا در خاطره ی همه ی ما خواهد ماند.اما خوب است بدانیم که 13 آبان ماه یک مناسبت دیگر هم دارد که هم جنبه ی دانشگاهی دارد و هم جنبه ی حقوقی.
این روز سالروز تصویب اساسنامه ی دانشگاه ملی ایران (شهید بهشتی فعلی) است.این اساسنامه در سال ۱۳۳۹ و در نهصد و نود و هشتمین جلسه شورای عالی فرهنگ به تصویب رسید. تصویب شد اما باید دانست که در تاريخ 29/12/ 1338 ش. فرمان شفاهي تاسيس دانشگاه ملي ايران،صادر شد.
دانشگاه ملی ایران در سال ۱۳۳۹-۱۳۴۰ با دو دانشکده بانکداری، علوم مالی و اقتصادی و دانشکده معماری کار خود را آغاز کرد. دانشگاه رسماً در 25/11/ 1339 افتتاح شد هرچند پذيرش دانشجو عملا ً حدود چهارماه قبل از آن انجام گرفته بود. 32 نفر عضو هيات علمي در مرتبه هاي گوناگون علمي، 120 نفر دانشجو در دانشكده معماري، 54 نفر دانشجو در دانشكده بانكداري، علوم مالي و اقتصادي و تعداد محدودي كارمند در ساختمانهاي استيجاري آغازگر اين راه بوده اند .
مبارکمان باشد. می توانید در اینجا درباره ی دانشگاه بخوانید و صفحاتی از اساسنامه ی آن را بخوانید.

برگرفته از سایت کتابخانه ملی ایران.
نمی دانم دوستان،مطالب پیشنهاد شده در ستون کناری وبلاگ را مطالعه می کنند یا خیر.امروز مطلبی را از سایت مرکز خبر حوزه در این ستون گذاشتم اما احساس کردم که نیاز به شرح و توضیح دارد.ابتدا به طور مختصر خبر را مطالعه می کنیم.
آیتالله حائریشیرازی در هشتمین اجلاسیه مدیران حوزههای علمیه خواهران در قم.... مصرف علوم انسانی را بیان تکالیف دانست و ادامه داد: این درحالی است که بشر ساخته دست خداست و خدا باید طریقه رفتار ما را تعریف کند.

استدلال از نوع قیاس شکل اول است و کاملا از نظر صوری صحیح است.اما از نظر مادی در مقدمات ایراد دارد.آن هایی که به ذهنم می رسد می گویم و اگر در گفته هایم عیب و نقصی است ؛ از نظرات دوستان استفاده می کنم.
ابتدا استدلال را برای هم بچینیم.
مقدمه اول:مصرف علوم انسانی بیان تکالیف است.
مقدمه ی دوم:تکالیف را خداوند بیان می کند.
نتیجه:علوم انسانی را نیز خداوند باید بیان کند (یا ) انسان نمی تواند علوم انسانی را بیان کند.
اما اشکالات:
1.مقدمه ی اول کجا ثابت شده است؟ چه کسی گفته است که مصرف یا همان علت غایی علوم انسانی بیان تکالیف است؟ کسی که فلسفه می خواند چگونه از تکالیف انسانی سخن می گوید؟ یک عالم سخن شناس (ادبیات) چه طور؟فردی که حقوق می خواند چه طور؟ او هم در پی تکالیف است یا به حقوق (حق ها) ناظر است که البته اجرای آنها تکالیفی ایجاد میکند.یک جامعه شناس از هنجار های اجتماعی سخن می گوید اما آیا ناظر به حقوق یک فرد در بستر جامعه نیست؟
اما این اشکال از کجا آمده است؟ اشکال از تکلیف مداری فقه است که قبلا در مقاله ای از آن سخن گفته بودم.فقه تکلیف مدار و نگاه فقهی است که نهایتا به این گزاره می انجامد.
2.در بیان تکالیف از جانب خدا نیز سخن فراوان است.هم در اصل مفهوم و هم در طرق بیان این تکالیف از جانب خداوند که در اینجا برای رعایت اختصار از آن می گذرم و آروز می کنم که فقها به جای تکلیف مدار نمودن علوم انسانی (خاصه حقوق) فکری به حال حق گرا نمودن فقه کنند.
سلام دوستان
لیست واحد های ارائه شده در ترم مهر ماه ۱۳۸۸ روی سایت گلستان قرار گرفته است. میتوانید استفاده کنید.فقط یادتان باشد که شماره ی ترم مهر ۳۸۸۱ است.یعنی ترم ۱ سال ۱۳۸۸.
طریقه ی دریافت فایل PDF-برای سرعت های بالا-
روی لینک های زیر کلیک کنید.به صفحه ی سایت میزبان فایل (هاست) می روید روی گزینه ی Download File کلیک کنید.کد داخل مستطیل را وارد کرده و بازدن کلید GET فایل را دریافت کنید.
فایل زیپ شده ی دروس اختصاصی و عمومی (تمامی مقاطع)
طریقه ی دریافت فایل WORD-برای سرعت های خانگی-
روی لینک های زیر کلیک کنید.به صفحه ی سایت میزبان فایل (هاست) می روید روی گزینه ی Download File کلیک کنید.کد داخل مستطیل را وارد کرده و بازدن کلید GET فایل را دریافت کنید.
فایل ورد دروس اختصاصی و عمومی (تمامی مقاطع)

۱.همان طور که می دانید نمایشگاه بین المللی کتاب تهران از ۱۶ تا ۲۶ اردیبهشت در محل مصلای امام خمینی (ره) برگزار می شود.ساعت برگزاری نمایشگاه هم از ۱۰ صبح تا ۸ شب است و در جمعه ها با یک ساعت اضافه کار.یعنی تا ۹.

دولت برای خرید کتاب های خارجی همه ساله کارت اعتباری را عرضه می کند.به دانشجویان و طلبه ها واهل قلم و...
سوال اول اینکه این کارت ها را چگونه می توان دریافت کرد؟
جواب:دانشجویان می توانند با ۲ مدرک کارت ملی و کارت دانشجویی----هم اصل و هم کپی--- از اول اردیبهشت تا ۱۳ اردیبهشت به شعب منتخب بانک صادرات مراجعه کنند.(برای دیدن آدرس شعب اینجا را کلیک کنید).شما با پرداخت ۱۰۰۰ تومان این کارت را دریافت می کنید.
سوال دوم اینکه این کارت ها را چگونه می توان استفاده کرد؟
با دریافت کارت شما صاحب ۶۰ هزار توان اعتبار برای خرید کتاب خارجی هستید.اما با یک تفاوت.آن هم اینکه اگر الان دلار در بازار تهران ۱۰۰۰ تومان است دولت آن را به قیمتی بسیار کمتر----فکر می کنم حدود ۲۵۰ تومان--- به شما می فروشد.نتیجه این می شود که شما در اصل می بایست به اندازه ی۶۰ هزار تومان خرید می کردید اما به اندازه ی ۲۴۰ هزار تومان خرید کرده اید و ۱۸۰هزار تومان یارانه دریافت کرده اید.
در مورد نمایگاه کتاب ۲ لینک مهم را هم معرفی می کنم.
سایت اختصاصی نمایشگاه که من اطلاعات و پوستر را از آنجا گرفتم.
سایت انجمن ناشران که در آنجا می توانید لیست کتب عرضه شده را ببینید و جست و جو کنید.
اما اطلاع رسانی دوم.دیروز روزنامه ی اعتماد ملی پرونده ای در مورد احکام اعدام زیر ۱۸ سال چاپ کرد. دوستانی که این روزنامه را نخریده اند. می توانند از اینجا مطالعه کنند.
یادم می آید که آقای دکتر سریع القلم در همایش قانون گریزی در ایران گفتند که یکی از مشکلات کشور ما این است که در عرصه ی سیاست حقوقدانان کمی داریم.این گزارش را نشریه ی اکونومیست از شغل وتحصیلات سیاستمداران جهان استخراج کرده است.گزارشگر نشریه سوابق ۵ هزار سیاستمدار را بررسی کرده است.گزارش این هفته ی اکونومیست را بخوانید.فکر کنم بعد از این گزارش مغرور شویم و بگوییم:
تمام راههای به حقوق ختم می شود.
دو نمودار خلاصه و مهم:


اولین مخاطب این متن خودم هستم وسپس شما.در ضمن مدعی هم نیستم که متنی جامع و مانع در باب اخلاق علمی بیان کرده ام.گوشه ای می گویم و آن هم از باب تذکر یا امر به معروف ونهی از منکر.
نمی دانم تا به حال نام حدیث عنوان بصری را شنیده اید یا نه؟ عنوان بصری پیرمردی است که عمری در محضر مالک بن انس تلمذ می کرد.روزی برای تحصیل علم به نزد امام صادق(ع) می روند.امام ایشان را نمی پذیرند و با ماجرا های دیگر در بار دوم ایشان پذیرفته می شوند.در عظمت این حدیث بیان شود که علامه قاضی طباطبایی به شاگردان خود بیان می کردند که این حدیث را نوشته،در جیب خود بگذارند وهفته ای یکی دوبار مطالعه کنند.
حضرت در بیان نصیحت به عنوان 9 مطلب را بیان می کنند وآنها را توصیه ی ایشان به آرزومندان راه خدا میدانند.3مورد آن در تربیت نفس،3مورد در صبر و3 مورد در باب علم است.من موارد علمی را به طور خلاصه شده عرض می کنم:
این متن را نوشتم که خودم وبرخی از دوستان را آگاه کنم که سوالاتمان را تفقهی بپرسیم.واقعا از سر ندانستن.نه از سر مشخص کردن جهل احتمالی استاد.راجع به یک مساله که در واقع او شاید این یک مساله را از ما کمتر بداند و ما هزاران مساله را از او کمتر.قرار هم نیست که استادی همه چیز را بداند یا حتی همه یمعلومات خود را در آن لحظه بتواند منتقل کند.پس وظیفه ی ما چیست؟جمله ای می خواندم از یک کشیش آمریکایی که گفته بود:
اوباما که خدا نیست.خیلی کارها هست که باید خودمان انجامش دهیم.
احترام اساتید از این بیشتر واجب است.
دانشگاه، محفل علم و پژوهش يا كارخانه توليد مدرك

خوانندگان محترم مطالب درون پرانتز() از توضیحات بنده می باشد.
افت تحصيلي تنها به اول راهنمايي و سوم راهنمايي و اول دبيرستان ختم نميشود بلكه در سطح دانشگاه نيز ادامه دارد و دانشجويان چه به لحاظ كيفي و چه كمي دچار افت تحصيل هستند. روزي روزگاري حرفه دانشجويي يك شغل به اصطلاح تمام و كمال بود و دانشجو كار ديگري نداشت و به چيزي مگر بالندگي انديشه و تخصص خود نميانديشيد. ولي چه شد كه امروزه تنها نامي از آن يدك كشيده ميشود و دانشجو بودن در رده دوم و سوم حرفه و شغل دانشجو قرار دارد؟
بيگمان بايد ارتباط و همبستگي بين عوامل تاثيرگذار بر افت تحصيلي دانشجو شناسايي و ژرفكاوي شود و سهم هريك از عوامل اصلي مشخص گردد.
براي نمونه حرفهاي يك دانشجوي دامپزشكي شنيدني است: پزشكي، نخستين گزينهام بود ولي در رشته دامپزشكي پذيرش شدم. با اين همه كوشيدم خوب بخوانم و در رشته تحصيلي خود كار كنم، اما زندگي سخت امروز حتي در سطح دانشجويي، وادارم كرد يك كار نيمروز بيابم و همين كار، هم شوق دانشجويي را در من كشت و هم زمان و وقت درس خواندن را. و آن قدر زندگي مرا به حاشيه راند كه از اصل كه همان ادامه تحصيل بود، دور افتادم.
بسياري از دانشجويان براي به تاخير انداختن دوره سربازي خود و جهت برخوردار شدن از معافيت تحصيلي، به تحصيل در هر رشتهاي تن در ميدهند. براي عدهاي ديگر نيز زمان مطالعه و آمادگي پذيرفته شدن در رشته مورد نظرشان تنگ است، از اينرو به پيروي از "هرچه پيش آمد خوش آمد" در يك رشته از صد رشته انتخابي سرگرم تحصيل ميشوند، كه نتيجهاش روشن و پيداست.(که دانشجو و جامعه بعدها خسارات مادی و معنوی آن را مشاهده می کنند)
آسيبهاي زندگي خوابگاهي در افت تحصيلي دانشجويان جديدالورود بيتاثير نيست. زيرا فرد از دبيرستان به يك دانشگاه در يك شهر غيربومي ميآيد و از خانوادهاش فاصله ميگيرد.(از چند نفر از دانشجویان خوابگاهی که به تازگی دچار افسردگی شده اند در مورد رسیدگی روانشناس خوابگاه پرسیدم و گفتند: روانشناس گفته کاری از دست من بر نمی آید اولین شرط من برای بهبودی وضعیت خوابگاه و دانشجو حد اکثر ۴نفره شدن اتاق هاست نه ۸ نفر.)( بنده خودم چند بار به خوابگاه مطهری رفته ام و واقعا وضعیت اسف باری را مشاهده نمودم.)
آراي كارشناسان براي ريشهيابي افت تحصيلي، گاه همسان و گاه در تقابل يكديگر است، مانند: آزادي در انتخاب 100 رشته، هدف به تاخير انداختن دوره خدمت سربازي نه كسب دانش، شاغل بودن، ويژگي فردي و روحي و جسمي و عدم اعتماد به نفس، سن بالا، وضعيت مالي ضعيف خانواده، ارتباط اندك با استادان، وضعيت نامناسب مسكن، گراني كتاب و جزوه و...، سختي رشته تحصيلي، ناآشنايي استادان با متدهاي نوين تدريس، كمبود وسايل كمك آموزشي، نبود كلاسهاي تمرين، نگراني از آينده شغلي، اشتباه و ناآگاهي در نحوه اخذ دروس واحدها و فاصله افتادن بين ديپلم و ورود به دانشگاه.
نتيجه برآمده از تحقيق خبرگزاري مهر حاكيست كه در نيم سال تحصيلي سال گذشته، از ميان 110 هزار دانشجوي 42 دانشگاه علوم پزشكي كشور يكهزار و 205 نفر مشروط شدهاند، كه بيشترين ميزان دانشجويان مشروطي در دانشگاه علوم پزشكي تهران و شهيد بهشتي به ترتيب 118 و 88 نفر بوده است.
كمي يا كيفي؟
دكتر شهلا كاظميپور جامعه شناس و عضو هيات علمي دانشگاه تهران در گفتگو با روزنامه اطلاعات، افت تحصيلي دانشجويان را نه كمي بلكه كيفي ميداند و ميگويد:
اصولا براي افت تحصيلي چه در آموزش و پرورش و چه در دانشگاه، تعريف درستي وجود ندارد، يا اين تعريف قابل اعتماد نيست و سنگ محكها تنها مردودي يا تجديدي يا مشروط شدن است. در حالي كه ملاك بايد آگاهي و ميزان دانش دانشجو باشد، كه عموما دچار افت كيفي هستند.
كاظميپور بر اين باور است كه دانشجو رشته تحصيلي را فداي به تاخير انداختن دوره سربازي ميكند و ميفزايد:
«دانشجو با اين هدف و بيتوجه به رشته پذيرفته شده، به ادامه تحصيل ميپردازد و كارش به بنبست ميكشد. براي عدهاي ديگر انگيزه اصلي تحصيل و آنچه وادار به تحصيلشان كرده، چشم و همچشمي است و تنها هدفشان مدرك گرفتن و اهميت نداشتن دانش و دانستگي.»
(به نظر میرسد که دانشجویان هنوز به درستی مفهوم علم را درک نکرده اند اگر درک کنیم که وقتی خداوند می فر ماید:
یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ﴿ مجادله 11 ﴾
خداوند کسانى را که ایمان آورده اندو کسانى را که علم به آنان داده شده درجات عظیمى مى بخشد، و خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است. مفهومش چیست؟
این گونه به علم نگاه نمی کنیم و آنجا که مولانا میفر ماید:
خاتم ملك سليمان است علم جمله عالم صورت جان است علم
علم در يايي است بي حد و كنار خالق علم است غواص بحار
گر هزاران سال باشد عمر او او نگردد سير خود از جستجو
و واقعا درک کنیم که با علم میشود کائنات را تصرف کرد و با علم می شود که از ظلمات جهل به نور فهم رسید احتمالا دیدگاه خود را عوض میکنیم.حکیم نظامی گنجوی در منظومه هفت پیکر و در داستان گنبد سرخ در یک قسمت که معرفت را به شیر تشبیه می کند بصورت کاملا بدیع و جذاب و زیبا کاربرد علم را در زندگی نشان میدهد که حیف است که یک فارسی زبان از این مطالب به راحتی بگذرد.)
«برخي در دانشگاه خيلي رك به من ميگويند كه شاغل هستند و تنها يك مدرك احتياج دارند براي پايه شغلي گرفتن يا كسب موقعيت بهتر اجتماعي و خانوادگي. در حالي كه در گذشته ما جرات نداشتيم به استادمان بگوييم شغل داريم. اگر دانشجويي داراي حرفه و شغل بود از سوي استاد توبيخ ميشد، وظيفه دانشجو تنها كسب دانش بود و يگانه شغلاش دانشجويي.»
گسترش ظرفيت اشتباه
دكتر شهلا كاظميپور ، بالا بردن ظرفيت شكلي دانشگاهها و پذيرش زياد دانشجو را به تنهايي اشتباه ميداند و توجه ميدهد كه بايد به كيفيت دانشگاهها توجه كرد. گسترش دانشگاه بدون افزايش امكانات و عنايت نداشتن به گزينش اساتيد نخبه و آشنا به متد تدريس روز، از ديد شهلا كاظميپور خطاست.
حتي برداشتن كنكور نيز بدون سختگيري در گزينش دانشجو و استاد به نظر اين پژوهشگر، كمكي به حل مساله نميكند. وي ميگويد:
« بايد با نگاه كميتساز وارد شويم. به گمانم اگر كيفيت را در آموزش عالي در نظر بگيريم، آمار افت بسيار بيش از 30درصد است و با افزودن دانشگاه آزاد و غيرانتفاعي به دانشگاه دولتي اين رقم بالا ميزند. دانشجو با ورود به دانشگاه كار را تمام شده ميانگارد و از تكاپو ميافتد چون نحوه پذيرش غلط است. تلاش عمده دانشجو منحصر است به همان شركت در كنكور و قبول شدن در آن. حال آن كه در دانشگاههاي جهان كوشش دانشجو پس از ورود به دانشگاه تازه آغاز ميشود و با سختگيريها نادانشجوها از ادامه تحصيل وا ميمانند.»
دكتر شهلا كاظميپور تشكيل انجمنهاي علمي دانشجويي را براي پيشگيري از افت تحصيلي بيفايده ميداند و ميافزايد:
«اگر اتفاقي در درون دانشجو نيفتد، تشكيل صدها انجمن نيز قادر نيست ترغيبي در دانشجو براي كسب دانش به وجود بياورد. بايد اقرار كرد كه پديده مدركگرايي و اين باور كه تنها مدرك نه فراگيري دانش، كار، شخصيت و موقعيت اجتماعي ميآورد، يك عامل مخربي شده كه دانشجو را از كنكاش و پژوهش انداخته است.»
اين مدرس دانشگاه عوامل جنبي را در افت تحصيلي رد ميكند و ميگويد:
« البته منكر گراني و تورم سرسامآور نيستم كه همه گروهها را تحت فشار قرار داده؛ ولي گراني كتاب، مشكل مسكن و نبود خوابگاه هميشه بوده. كمرويي و... نيز پديدههاي تازهاي نيستند و انسانها در همه دورهها با اينها درگير بودند. بايد علتها را در جاي ديگري جستجو كنيم. اين پراكندهگويي و نبود وحدت كلام در عوامل افت تحصيلي سبب ميشود كه به راهكارهاي واحدي نرسيم؛ و اين ميرساند كه به پژوهش عميقتري در اين زمينه نياز است.»
اين جامعهشناس تاخير ورود به دانشگاه را مخرب نميداند و براين باور است كه در زمره عوامل بازدارنده نيست و افراد با سن بالاتر با آگاهي بيشتري به دانشگاه ورود ميكنند و با ديد بازتر و پختهتري به تحصيل ميپردازند. از سويي دارامندي يا نداري نيز از ديد وي نميتواند پارامتر مهمي محسوب شود. كاظميپور ميگويد:
ما دانشجويان بسياري داريم كه از خانواده فقيرند و خوب درس ميخوانند؛ و از آن سو دانشجوياني از خانواده مرفهاند و به لحاظ كمي و كيفي دچار افت تحصيلياند.
كمبود امكانات دانشگاهي
دكتر كاظميپور روي كمبود امكانات تحصيلي انگشت ميگذارد و ميافزايد:
«يك دانشجو به سبب نبود امكانات بايد مدتها منتظر بماند تا واحد خود را براي گذراندن انتخاب كند. از سويي به سبب نبود استاد و اشتغال استادان در چند شيفت آنها را خسته تدريس ميكند و در نتيجه نميتوانند مفاهيم را به خوبي به دانشجو انتقال دهند؛ با اين وضعيت، گسترش دانشگاهها چه لزومي دارد. وقتي پيشنهاد دادم براي دانشجويان ضعيف يا عقبمانده، كلاس جبراني و تقويتي بگذاريد، رئيس دانشكده گفت كه همه كلاسها در چند شيفت پر است و استادان دوبله و سوبله تدريس ميكنند و جايي براي كلاس تقويتي نداريم.»
اين مدرس دانشگاه معتقد است كمبود استاد، دانشگاهها را وادار كرده است كه بيتوجه به دانش افراد، به گزينش استاد بپردازند:«كثرت دانشجو و نبود استاد سبب شده حتي برخي با فوقديپلم بتوانند در دانشگاه تدريس كنند. البته ملاك مدرك نيست، ولي چنين استادي براي جبران مافات و لاپوشاني كمبود دانش و تجربه خود سختگيريهاي بيجايي چه در طرح پرسش و چه در برگزاري امتحانات ميكند و دانشجو را خسته و وازده از تحصيل برجا ميگذارد و سبب افت تحصيلياش ميشود.»
وي در عين حال توانايي استاد را تنها در دانش وي نميبيند و ميگويد:
«يك استاد بايد توانايياش پنجاه پنجاه باشد. 50 درصد دانش، 50 درصد آشنايي به متد روز و مجهز بودن به فن بيان. و اين ميرساند كه نوع و شيوه تدريس تا چه اندازه در موفقيت درسي دانشجو دخيل است. يك دانشگاه با استادان نخبه نيز چه بسا در پرورش متخصص نتواند موفق باشد، اگر اساتيد آن ناتوان از انتقال مفاهيم باشند. و متاسفانه اين سلسله مراتب معيوب در دانشگاههاي ما همچنان تكرار ميشود و در پذيرش استاد و دانشجو، هر دو به خطا ميرويم. اگر يك دانشجوي خوب، يك استاد خوب نداشته باشد، در صورت فارغالتحصيلي در كار و جامعه موفق نخواهد بود و اگر استاد دانشگاه شود، چون الگوي خوبي نداشت، دانشجوي خوبي نميتواند بپرورد. بنابراين ضروريست در استخدام اساتيد تجديد نظر شود و شايسته سالاري جاي رابطهگرايي را در استخدام استاد بگيرد. و در صورت برداشتن كنكور و حتي از هماكنون، دانشجو پس از گذراندن يك دوره يك ساله به كلاس درس دانشگاه برود. ما چرا نميخواهيم قبول كنيم كه با تست زدن نميشود پي به هوش و توانايي و دانش داوطلب دانشگاه برد. پذيرش دانشجو به كلي بايد تغيير كند اگر خواهان آنايم كه ادامه تحصيل دانشجو دچار چنين وضعيتي نباشد. دانشجويي كه با زدن تست وارد دانشگاه شده، دوره دانشجويياش دوره پرباري نخواهد بود و فردا پس از فارغ شدن از دانشگاه، مشكلاتاش پايان نگرفته و هنگام كاريابي دچار مشكل خواهد شد و سرانجام با پارتي يك شغلي كه شايد هيچ ربطي به مدركاش نداشته باشد، پيدا خواهد كرد.»
30 درصد افت
بنا به آمار ارائه شده از طرف دكتر حسن مسلمي نائيني مديركل امور دانشجويان، 30 درصد دانشجويان به رشته تحصيلي خود بيرغبتاند. اين آمار براساس نتيجه طرح پايش سلامت رواني سالانه كه توسط وزارت علوم در بين جمعيت آماري 40 هزار نفر انجام گرفته، به دست آمده است.
مسلمي بر اين باور است كه داوطلبان آموزش عالي شناخت كافي از رشتههاي دانشگاهي ندارند و در نتيجه در انتخاب خود دچار اشتباه ميشوند. و همچنين افت تحصيلي در آنها كه شهريه ميپردازند و نيز دانشجويان غيرانتفاعي و دانشجويان شبانه بيشتر مشاهده ميشود. در «كميسيون موارد خاص» نيز اين گروهها بيش از ديگران ديده ميشود و كميسيون ميكوشد به كمك اين دانشجويان كه ترمهاي مشروط آنها زياد است، بشتابد.
در همين حال حميد يعقوبي سرپرست دفتر مركزي مشاوره وزارت علوم بر اين نكته كه پسران بيش از دختران دانشجو دچار افتاند، تاكيد دارد و ميگويد كه كاهش انگيزه تحصيلي و در نتيجه افت تحصيلي و مشروط شدن از جمله مشكلات نگران كننده دانشجوييست و در سرانه دانشجويي قابل توجه؛ كه تاكنون ناديده گرفته شده است.
از سوي ديگر براي برخي مبناي افت تحصيلي تنها پايين آمدن نمره است و به دانش دانشجو بيتوجه ميمانند.(این مساله بسیار جدی به نظر میرسدو مفید است که دانشجویان روی این مساله واقعا تعمق کنند.) عليرضا شريفي استاد دانشگاه با بيان اين نكته به عوامل ديگري توجه ميدهد كه تازگي دارد. از جمله اين كه كلاسهاي دانشگاه جذابيتي براي دانشجو ندارد. وي ميگويد: برخي استادان دانشگاه را با دبيرستان اشتباه ميگيرند و همان روش دبير در دبيرستان را در دانشگاه و در ارتباط با دانشجو پياده ميسازند و كلاس دانشگاه را به كلاس تك منبعي، كلاس متكلم وحده و كلاس جزوهاي تبديل مي كنند استاد جزوه ميگويد و دانشجو تند تند مينويسد و از بر ميكند و همان را تحويل ميدهد. بنابراين دور نيست در چنين كلاسي، پيشرفت غايب باشد.(این عمل گاه ناشی از تمایل خود دانشجو است چون ۱۲ سال با این روش خو گرفته و تمهیدات جدایی از آن را برای خود به دلایل مختلف آماده ننموده.) افزون بر اين به سبب بيكاري پنهان و آشكار در جامعه، دانشجو نگران است شغل مناسب با دانش خود نيابد و پس از فارغ شدن از تحصيل به كاري پرت خواهد پرداخت و همين پيشنگري، سبب نابودي انگيزش تحصيلي در وي ميشود.استقلال دانشگاهها، مورد مهم ديگري است كه ا ين مدرس دانشگاه به آن اشاره ميكند و اين كه اكنون دانشگاههاي ما ادامه وزارت علوماند، در حالي كه وزارت علوم بايد زمينهساز فعاليت دانشگاههاي مستقل باشد. از اين رو دانشگاهها قدرت ابتكار و نوآوري خود را از دست دادهاند و در ايجاد يك فضاي نو براي تحصيل دانشجو ناتوان هستند. عليرضا شريفي توجه نكردن به كوششهاي پژوهش و مطالعاتي دانشجو را عاملي ميداند كه كلاسهاي درس را به انتقال دانش محدود با منابع محدود بدل كرده (این یکی از مواردی است که برخی دانشجویان حقوق را رنج می دهد چرا که دانشجو پس از فارق التحصیل شدن نمی تواند چیز هایی را که آموخته به عرصه عمل آورد و این یکی از ضعف های این رشته در ایران به نظر می رسد که برای کاری که در نهایت عملی است واحد عملی ندارینم!!!) است و ميگويد: اگر دانشجو به يك زبان روز دنيا آشنا نباشد، اين محدوديت افزايش پيدا خواهد كرد. از سوي ديگر كتابخانههاي دانشگاهي نيز به روز نيستند و بيشتر موزه كتاباند تا كتابخانه.
وي سپس اشاره ميكند به كلاسهاي دانشگاه و براي نمونه دوره كارشناسي را مثال ميزند كه استاندارد درنظر گرفته براي آن 15 تا 18 نفر است در حالي كه اكنون 50 تا 60 دانشجو در كلاس مينشينند و گاهي اين رقم به 70 نفر ميرسد و در نتيجه ارتباط چنداني بين استاد و دانشجو برقرار نميشود.( واین در حالی است که مجلس شوری اسلامی مدتهاست که اصرار بر افزایش پذیرش دانشجو در دانشگاه های سراسری دارد.) از سوي ديگرحضور دانشجوي شاغل خسته در كلاس، تنها براي حل مسئله حضور و غياب است نه حضور به عشق دريافت دانش.
اين استاد دانشگاه، عامل پرداخت شهريه را در افت تحصيلي رد ميكند و آن را داراي سنديت علمي نميداند و نتايج پيشين را خلاف اين دادهها برميشمرد و بر اين باور است كه دانشجوياني كه شهريه ميدهند براي آن كه پول اضافي به دانشگاه پرداخت نكنند تلاش بيشتري براي گذراندن واحدها ميكنند.
ترديد در وجود افت تحصيلي
علي عباسپور رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس، برآورد وزارت علوم از مساله افت تحصيلي دانشجويان را خلاف دادههاي پيشين ميداند و تاكيد دارد كه وزارت علوم بايد نتايج نظرسنجي را به مجلس گزارش كند، چرا كه اكنون تنها خبرهايي از رسانهها به مجلس رسيده است. وي نگرانكننده خواندن افت تحصيلي دانشجويان را نيز به زير پرسش ميبرد و آمار 30درصدي افت تحصيلي را مورد ترديد قرار ميدهد و از وزارت علوم ميخواهد كه دادههاي آماري را براي بررسي به كميسيون مجلس بفرستد. از سوي ديگر عباسپور تلويحا افت تحصيلي دانشجويان را با تفكيك دولتي و غيردولتي ميپذيرد و معتقد است كه در دانشگاههاي غيردولتي از آن جايي كه دانشجو ملزم به پرداخت شهريه، كار در بيرون و درگير دغدغه آينده است، دچار افت ميشود. وي در تحليل خود از دانشگاههاي دولتي، علت افت تحصيلي دانشجويان را به ظرفيت اندك دانشگاهها نسبت ميدهد و اين كه در 15 سال گذشته، بدون تغيير ماندهاند يعني فقط 90 هزار دانشجو پذيرش ميشوند. به گفته وي رقابت براي راهيابي به دانشگاههاي دولتي شديد است و با توجه به محدوديت ظرفيت رشتههاي پرهواخواه، رويكرد دانشجوها به رشتههاي ديگر از سر ناچاري صورت ميگيرد و سبب بيعلاقگي در تحصيل در آنها ميشود.
عباسپور تائيد ميكند كه مجلس در اين مورد تحقيق مستقلي انجام نداده ولي اگر گزارش وزارت علوم برسد، مجلس با يك تيم تحقيقاتي روي آن بررسي علمي انجام خواهد داد و عوامل موثر را بازنگري خواهد كرد.
كارشناساني نيز هستند كه ميگويند بايد طرحي اجرا شود تا دانشجوياني كه دلبستگياي به رشته تحصيلشان ندارند تغيير رشته دهند كه با انگيزه ژرفتري به ادامه تحصيل بپردازند.
حال از خوانندگان،اشخاص حقیقی،حقوقی،دانشجویان،بالاخص دانشجویان حقوق دانشگاه شهید بهشتی تقاضا دارم که راه کار های خودرا برای حل مشکلاتی که در این متن ذکر شد و حرف های ناگفته که به نظر شما موجود است که درمجموعه دانشگاهها مخصوصا مجموعه دانشگاه شهید بهشتی و دانشکده حقوق مشاهده میکنند ارائه نمایند.
منابع:۱-روزنامه اطلاعات۲.مثنوی معنوی
به نام خداوندی که بهار را آفرید و بهاری شدن را به ما آموخت
این مطلب رو با لحن خودمونی خودم مینویسم اگه بده به بزرگی خودتون ببخشین
الان که این مطلب را می نویسم از شدت سرما خوردگی دارم نابود می شم اما چه میشه کرد حسب وظیفه و تعهد داد نامه ایم باید بهاریه بزنم (نه ربیعیه)
بسیار عالی - امسال هم مثل همه سالهای دیگه گذشت با کلی خاطره خوب و بد یه اتفاق خوب برای هممون اتفاق افتاد اونم قبولی در بهشتی بود من توی تابستون که از طریق سایت فهمیدم قبول شدم کلی لذت بردم اما دانشگاه هم مصایب خودش رو داره چی بگم همه مطلعید...............
امسال خیلی ها اومدن و رفتن اما ما خم به ابرومون هم نیاوردیم و مثل همیشه بی تفاوت از کنار هم گذشتیم چه قدر جالبه یه توجه بکنین هممون شدیم مثل یه ربات نه زندگی نه هیچی فقط عین ربات داریم کسب علم میکنیم خدا وکیلی زندگیامون یه وجهی نشده؟ بیاین خودمون رو گول نزنیم چرا خیلی یه نواخت شده.....اساسی ....مالیه.....جزا....مدنی
این شده برنامه ما از صبح که بلند میشیم میگیم: بسم الله چی بخونم آهان اون 30 ثانیه که سر کلاس فلان استاد نبودم رو زنگ بزنم به فلانی ببینم چی گفته نکنه عقب بمونم
وای چه مصیبتی !!!!
یه بار شده صبح بلند شید بگید : امروز به فلانی سر بزنم کتاب مورد علاقه ام هم بخرم کنسرت فلانی هم برم شبم که فلان سریال رو داره.....حتما ببینم (البته خیلی هامون الان چنین وضعیتی داریم خوبه ........ایده آل من در بالا منظورم تمام طول ترمه البته بعضیا به کتاب ها توی عید هم رحم نمی کنند)
آره متوجه نیستیم که چه اتفاقایی داره دور و برمون می افته
از حال هم بی خبر درست مثل چند تا غریبه خیلی عجیبه الحمدلله
امسال مثل همیشه آنقدر خوندیم آنقدر تو کتابخانه چنبره زدیم که شدیم مثل دوران کنکور انگار نه انگار که همه چی تموم شد من نمیگم درس نخونید ها ولی مثل دوران کنکور نخونیم یه ذره به فکر خودمون باشیم یه ذره شادتر باشیم یه ذره حول احوالاتمون بگردیم ببینیم چی کاره ایم الا ن خیلی هاتون میگین این داستان ها چیه چه حرف هایی میزنه............... اشکال نداره بعدا حرف من رو متوجه میشید
امسال سال گاوه عجب حیوان تنومند ولی بی مصرفی فقط میخوره و میدوشنش...... عجب حکایت جالبیه سعی کنیم امسال مثل این حیوان نجیب نباشیم از دور همچون آب گوارا اما وقتی به ما میرسند سرابی میبینند تهی.........
خدا امسال به ما خیلی لطف کرد نه امسال هر سال نه هر سال هر لحظه خدا به ما لطف میکنه ما متوجه نیستیم اگر جای اون بچه هایی بودیم که شب سال تحویل توی بیمارستان بستری بودند اونوقت این نعمت ولطف خدا درک میکردیم.............!!
من که از این سال همچین چیز خاصی برداشت نکردم اما دوستای خوبی پیدا کردم که بعضیاشون واقعا رفیق آدمند و بعضیا نا رفیق هیچ اشکالی نداره ما که راضی هستیم
دیگه خیلی طولانی شد
خدایا حول احوالاتمون تحولاتی بده
خدایا انسانمون کن و ما را بزرگ کن
در ضمن منتظر مطلبی عالی و در عین حال حقوقی از بنده حقیر باشید
سال نوتون حسابی مبارک امیدوارم بعد از عید هممون ازاونی که هستیم بهتر بشیم
چه سالی شود امسال!! ........گــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاو.........
به قول یه بنده خدایی کاش بهار درشانه هایت بروید و در خنده هایت شکوفه زند
وحسن ختام:
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد باز تو در گل باشی
راستی پیروز باد
ارادتمند
دهقانی ترین مهرداد دنیا