در مورد مساله ی حقوق زنان گفتنی ها بسیار است.بسیار گفته شده ومطمئنا بسیار نیز گفته خواهدشد.بنده وارد بحث اصلی نمی شوم.فعلا مطالعه ای درباره ی این بحث ندارم.بنا براین نظراتم نمی تواند کاملا صحیح باشد.ضمن اینکه همین نظریات ناقص و پر شبهه را هم از دیگران دریافت کرده ام.البته دیگران نظرات خود را به خوبی بیان داشته اند وحتما نقص از جانب بنده بوده است.در هرحال خوشحال می شوم اگر نکاتی که به نظرتان می رسد را به اینجانب اعلام کنید.
قبل از اینکه نظرات خود را در مورد یادداشت های دوستان بیان دارم لازم است مطلبی ذکر شود:
گمان می کنم کلید بسیاری از مشکلات ما به خصوص در حوزه ی دین و حقوق توجه به دو نکته ی اساسی باشد:
مساله ی نخست ساحت عقلانی دین است.این نکته که روایات را با عقل خود امتحان نمایید و در صورتی که موافق آن بود بپذیرید؛مساله ی مهمی است.(البته این مساله وجود دارد که چه عقلی؟و عقل چه کسانی؟).به نظر می رسد با جهان قرن بیست ویکم نیز نمی توان با زبان تعبد دینی صحبت کرد.اگر روزی از دین دفاع عقلانی کنیم بزرگترین خدمتها را به آن نموده ایم.
مساله ی دوم نیزمساله ی کرامت ذاتی انسان فارغ از هر نوع عرض است.اگر برای انسان فارغ از صفات او ارزش قائل شویم،آنگاه مسائل ومشکلاتی چون حقوق زنان یا نژاد پرستی را نخواهیم داشت.
می توان تذکر داد که هر دو این مسائل در متن دین وجود دارد و می توان با نگاهی هرچند کلی،بارقه های آن را چه در قرآن وچه در روایات مشاهده کرد.
ابتدا نظر خود را در مورد مقاله ی جناب آقای مهدوی با عنوان ارزش وجودی زن..تغییر قوانین بیان می دارم.
الف)همان طور که در نظرات مربوط به این مقاله و در مباحثات شخصی اعلام کرده ام،مقاله ی ایشان نظم منطقی کافی ولازم برای یک مقاله ی علمی را نداشت.همان طور که آقا یا خانمی که با عنوان آشنای غریب نظر داده اند؛هدف آقای مهدوی را نمی توان از این مقاله دریافت.این نکته را نمی توان نقطه ی مثبتی در مورد یک مقاله ی علمی دانست.
ب)در مورد بیان احادیث مطرح شده انتقاداتی می توان وارد نمود:
این مساله را افراد بسیاری به آقای مهدوی گوشزد کرده اند که این احادیث باید بررسی جامع وشاملی شوند.این بررسی باید در ابعاد سند شناسی،لغت شناسی وموقعیت شناسی صورت بگیرد.
در مورد محتوای احادیث نیز گفتی بسیار است.من در این مجال به چند نمونه اشاره می کنم و راه را برای ایشان و سایر دوستانی که قصد مطالعه وتحقیق در این مورد را دارند؛باز می بینم.
در مورد حدیث منسوب به حضرت امام صادق:
بترسيد از خدا در حق دو ضعيف : يتيمان و زنان
به نظر نمی رسدکه این حدیث بی ارزشی یا کم ارزشی زنان را نشان دهد.این حدیث می تواند ظلم به زنان در زمان بیان حدیث و اهمیت فوق العاده ی حقوق زنان نزد خداوند را بیان دارد.چنانکه احادیثی متضمن معنای اخیر وجود دارد که به آن اشاره خواهم نمود.
در مورد فرموده ی حضرت علی (ع) در نهج البلاغه:
النساء نواقص العقول و نواقص الایمان و نواقص الحظوظ
مرحوم دشتی در ترجمه ی نهج البلاغه ی خود در پاورقی این خطبه،ظاهر این روایت را مغایر آیات قرآن کریم،عقائد وفلسفه ی اسلامی بیان می دارند واعتقاد دارند که نقص در این فرموده ی علی (ع) به معنای تفاوت است ونه در مقابل کمال.این مساله را هم می توان اضافه نمود که ممکن است زنان با مدخلیت عواطف و احساسات خود در اعمال عقلی،با مردان در این مورد متفاوت باشند.
و در مورد مساله ی آفرینش حضرت حوا (ع):
باید گفت که در ادامه ی روایت وارد شده از حضرت صادق(ع)،آن امام همام به صراحت موضوع آفرینش حوا (ع) از دنده ی چپ آدم یا از اضافه ی گل او را نفی کرده و بر استقلال آفرینش حوا تاکید می کنند.(من لا یحضره الفقیه،جلد سوم.صص379 380)(منبع :کتاب جایگاه بانوان در اسلام،اثر حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی)
اما در مورد مقاله ی آقای عزیزی:
الف)استدلال ایشان در مورد کلمه ی"کید"را نپذیرفتم هر چند که اصل صحبت را می پذیرم.اگر بخواهیم مانند ایشان استدلال کنیم؛آنگاه صفتی چون مکر هم مذموم نخواهد بود،زیرا خداوند خود را در قرآن خیر الماکرین می داند.به نظر می رسد با 3 دلیل می توان به بحث در مورد ابن آیه پرداخت:
-
در این آیه خطاب وجود دارد و خداوند می فرماید:کیدکن عظیم.شاید اگر خداوند قصد داشت این صفت را به همه ی زنان نسبت دهد از ضمیر غائب استفاده می نمود وخداوند در این آیه کید (فقط)آن زنان را عظیم و(شاید مذموم)می دانند.
-
برخی از صفات برای برخی افراد ممدوح و برای برخی مذموم است.احتمال دارد که صفت کید برای زنان پسندیده وبرای مردان ناپسند باشد.همان طور که علی (ع) در خطبه ی 124 نهج البلاغه غیرت را برای زنان کفر آور اما برای مردان نشانه ی ایمان می دانند.(دلیل این مساله را نمی دانم.)شاید بتوان این نسبیت را در بستر زمان ومکان نیز نشان داد.
-
بحث لغوی آقای عزیزی نیز گام دیگری در این راه است.
اما در مورد نظرات آقا یا خانمی که با نام"آشنای غریب"نظرات خود را بیان داشته اند:
الف)این شیوه ی نقد علمی نیست که با تخریب وتحقیر دیگران بخواهیم نظر خود را بیان کنیم.در نقد باید به دنبال اثبات خود باشیم و نه نقد دیگران.نویسنده ی این نظرات بار ها از شیوه ای غیر معمول برای نقد خود استفاده نموده اند.
در جایی مقاله ی آقای مهدوی را شایسته ی نقد نمی داند و درجایی خطاب به آقای عزیزی بیان می دارند که ایشان حتی یک واحد هم اصول پاس نکرده اند.قبل از آن هم مشکل ما را در آنجا دانسته اند که فکر می کنیم همه چیز را می دانیم.البته ما از این که احتمالا ایشان همه چیز را می دانند واینکه حداقل یک واحد اصول را پاس کرده اند خوشحالیم.
ب)فرموده اند:
شما هم می توانید با رجوع به آیاتی چند از کلام الله مجید از قبیل ((نسائکم حرث لکم ,زنانتان مزرعه ای برا شما مردان هستند)) که حتما از مثنوی مولانا وحتی از متواترات از حضرت رسول مستندتر است اگاهی یابی که واقعیات انچنان که تو می بافی نیست.واین قصه سر دراز دارد.....
سخن شما درست است.این آیه ای ازآیات قرآن و سخن خداوند است.اما من دلالت آن بر بی ارزشی زنان را نمی فهمم.
خداوند متعال در این آیه در مقام تشبیه هستند.خداوند ادامه ی نسل وتولید مثل را به کشاورزی تشبیه می نمایند.بسیار خوب.آیا این نشانه ی کم ارزشی زنان است؟اگر عینک های تیره را از چشم خود دور کنیم،می توانیم مسائل دیگری را از این آیه متوجه شویم:این که اگر مزرعه نباشد،کشاورزی و بذری نخواهدبود.در عین حال این آیه اهمیت تربیت فرزند برای خداوند متعال را نیز بیان می دارند.
ج)فرموده اند:
تازه فلاسفه معروفی همچون ملاصدرا آنچنان نظریات جالبی دارند که اگر برای اولین بار بخوانی یک علامت تعجب بزرگ بالای سرت سبز میشه مثلا ((زن فاقد فصل نفس ناطقه است ;پس زن آدم نیست ))
آقای عزیزی در مورد این سخن دو مورد بسیار خوب را گوشزد کرده اند.اول در مورد سندیت این نقل قول وسپس در مورد اینکه دلیلی ندارد که سخن را به خاطر بزرگی گوینده ی آن قبول نماییم.
اما نکاتی از نگاه خویش:
-
در مورد احادیث یک روی سکه دیده شده است.اینجانب احادیثی از کتاب جایگاه بانوان در اسلام،اثر حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی می آورم.تمامی این احادیث منهای یک حدیث،از کتاب وسائل الشیعه آورده شده است.این کتاب جمع تمامی احادیث کتب اربعه غیر از احادیث تکراری آنهاست وکمتر می توان در سندیت احادیث شک وتردید روا داشت.بنده متن فارسی احادیث را می آورم اما راه را برای تحقیق دوستان ارجمند باز می دانم.
بهترین فرزندان شما دختران شما هستند
پیامبر اکرم(ص) سفینه البحار،جلد دوم،ص648
خداوند بر زنان مهربان تر است تا مردان
امام رضا(ع) وسائل الشیعه،جلد 15،ص 104
غضب خداونددرمورد هیچ گناهی مانندغضبی که در رابطه با رعایت نکردن حق زنان وکودکان می کند نیست.
امام کاظم (ع) وسائل الشیعه،جلد15،ص201
بیشتر خیر در زنان است.
امام صادق(ع) وسائل الشیعه،جلد14،ص11
سعادت مرد این است که دارای زن شایسته باشد.
پیامبر اکرم(ص) وسائل الشیعه،جلد 14،ص 23
چه بسا زنی که از مرد بهتر است.
امام صادق(ع) وسائل الشیعه،جلد 14،ص 22
چه بسا زنی که فهم وشناخت دینی او از مرد بهتر است.
امام صادق(ع) وسائل الشیعه،جلد 8،ص 124
البته این جانب منکر احادیث لحن یا محتوایی که جهان امروز آنها را علیه زنان می داند نیستم.اما معتقدم دین را باید آن گونه که هست شناخت ونه آن گونه که می خواهیم.
-
بسیار تاکید شده ومی شود که نقش اصلی زنان تربیت فرزند است.بنده با این نکته کاملا موافقم.اما این نکته را نبایدمساوی خانه نشینی وتبعات آن مفروض کرد.معمولا تربیت فرزند را مساوی خانه نشینی دانسته و خانه نشینی را مساوی جهل و عدم حضور در عرصه های زندگی اجتماعی.اما تجربه ای به نام حضرت زهرا (س) به ما می آموزد که وظایف مادری با علم و با حضور در اجتماع تعارض ندارد.ایشان به عنوان بانوی زنان جهان در عین انجام وظایف مادری وسایر اعمال خانه وخانه داری،استاد علمی زنان مدینه بودند.همچنین در هنگامی که دست وزبان علی (ع) بنا به جور زمان بسته شد؛این زبان غرای فاطمه است که لرزه بر مدینه می اندازد.در جهان امروز هم نمی توان بدون داشتن علوم مختلف من جمله علم روان شناسی ،فهم نسبتا دقیق از دین و علوم رایانه فرزند شایسته ای برای خودوجامعه تربیت کرد.نمونه های دیگری هم درتاریخ اسلام وجود دارد.آیا می توان تصورکرد که واقعه ی عاشورا بدون حضور حضرت زینب(ع) به چه پایانی می انجامید؟آیا می توان از توسعه ی اسلام دم زد و یادی از حضرت خدیجه (س) نکرد؟کنار هر مرد موفق زن موفقی قرار دارد.آیا می توان تصور کرد که امام خمینی (قدس سره)بدون تربیت مادر گرامی وبدون کمک همسر مکرمه شان موفق به رهبری این انقلاب عظیم می شدند؟
-
همان طور که در کلاس دکتر نیک پی عرض کردم و متاسفانه منجر به سوءتفاهماتی شد؛کلید گمشده ی حقوق زنان در دستان خود آنها است وآنهایند که می توانند با علم وآگاهی در کنار تلاش و در عین حال صبر،افق های روشنی برای خود تصویر کنند.در باره ی بحث های مطرح شده در وبلاگ هم انفعال خواهران نمایان بود .تا جایی که آنها با انتقادات یا توهماتی چون:
اگر این طور بود خود خواهران علیه یا نقد میکردند ویا مقاله ای در رد نظریات البته شریف اقای مهدوی انتشار میکردند .
یا
اماالاخر اینکه نظر اسلام درمورد زن چیست خودخواهران علیه داناترند;
یا
عجز و زبونی شما و امثال شما کاملا مشهود است بهتر نبود به جای بهانه قرار دادن وجهه ی دادنامه صادقانه اعتراف می کردید شما هم در یک شک عمیق به سر می برید و علاوه بر اینکه نمی توانید احادیث را تحلیل کنید هیچ حرفی هم برای دفاع ندارید.
روبرو می شویم.با جمع عناصری چون صبر وتلاش وآگاهی است که زنان به دنبال احقاق حق خود می روند و دیگر راه رسیدن به حقوق خود را در مرد شدن نمی بینند بلکه به زن بودن خود افتخار می کنند.
دعوت(فیلم آخر ابراهیم حاتمی کیا)دیالوگ شاهکاری دارد.آقای شریفی نیا به خانم افشار-که در فیلم نام صوفی دارند-می گوید:
شاید صوفی شدن یک اتفاق باشد،اما صوفی ماندن آسان نیست.